على محمدى خراسانى
188
شرح كفاية الأصول (فارسى)
يك امر استحبابى عبادى نفسى به آنها تعلّق گرفته بود ، و همانطور كه نافلهء شب مستحب نفسى است و جداگانه داراى ثواب است ، طهارات ثلاث هم مستحب نفسى هستند . وضو نور است و وضو بر وضو ، نور على نور است . در نتيجه ترتّب ثواب بر اين اعمال از ناحيهء همان امر نفسى است . چه اينكه عباديّت و قصد قربت نيز از همان ناحيه است و ربطى به امر غيرى ندارد . امر غيرى و مقدّمى كه بعدا مىآيد ( مثلا پس از دخول وقت ، وضو متعلّق امر غيرى واقع مىشود و امرى از نماز به وضو هم وارد مىشود . ) به ذوات اين اعمال و پيكرهء اين افعال تعلّق نمىگيرد تا مشكل ايجاد كند ، بلكه به اعمال عبادى با وصف عبادى بودن تعلّق مىگيرد ، يعنى وضوى عبادى مثلا مقدّمهء نماز و متعلّق امر غيرى واقع مىشود ، نه ذات الوضوء . آنگاه هر دو مشكل حلّ مىشود ؛ زيرا ترتّب ثواب مربوط به امر غيرى نيست ، بلكه از آن امر نفسى استحبابى است . و قصد قربت هم ربطى به امر غيرى ندارد ، بلكه مربوط به امر نفسى طهارات ثلاث است . پس قواعد مسلّم امر غيرى نقض نشد . قوله : و الاكتفاء : به نظر مرحوم آخوند در خصوص طهارات ثلاث ، دو نوع امر وجود دارد : 1 - امر استحبابى نفسى كه با قطعنظر از مقدميّت ثابت است . 2 - امر وجوبى غيرى كه به لحاظ مقدميّت و در اين فرض ثابت است . و اين دو در طول هم هستند و منافاتى ندارند و مسئله ثواب و عباديّت مربوط به امر نفسى شد . حال اين تحقيق زمينهساز طرح اشكالى شده است به اينطور كه اگر عباديت و قصد قربت از ناحيهء يك امر استقلالى نفسى است و ربطى به امر غيرى ندارد ، پس بايد در مقام امتثال ، طهارت ثلاث را به قصد همان امر استحبابى نفسى بجا آوريم تا موجب ترتّب ثواب و تصحيح عباديّت براى آنها شود و نبايد آنها را به قصد امر غيرى بجا آوريم ، درحالىكه اجماعى است كه اتيان به اين اعمال به قصد امر غيرى كافى است و قصد امر